گمونم چهار یا پنج سالی می شه که دوتا از دختر دایی ها بار و بندیلشونوبستن ، رفتن کانادایکیش که اینجا ازدواج کرد و دست در دست یار ، راهی دیار غربت شداون یکیم تنها و بی یارپارسال خبردار شدیم این یکی هم ازدواج کرد منتها با یه مرد خارجکی !ازش بی خبر بودیم و بودیم تا دو روز پیش از طریق اینستاگرام یکی ازدختر دایی ها که تهران هست تونستم اینستاشو پیدا کنمبا هزار بسم الله که صفحش قفل نباشه رفتم که اینستاشو یه دیدی بزنمقفل نبود و بلاخره چشممون به جمال شوهر خارجکیش روشن شد (عمرابدونه من می بینمش ها )حالا اینطور که از عکسها پیداست چند روز پیش تولد شوهره بوده و اونایه عکس از خودشون با کیک تولد گرفتن در حالی که نیش دختر داییهم تا بناگوش بازه(عمرا این طور لبخندشو دیده باشم)شوهره هم در کنار کیک تولد و زنش نشسته در حالی که سگی سیاه وبی ریخت در آغوش گرفتههی نگاشون کردم هی نگاشون کردم که حسشونو بفهمم فکر می کنم این دو نفر وقتی با سگه عکس می گرفتن در باورشون اینهست که سگه بچشونه دفتر خاطرات دختری 40 ساله...
ما را در سایت دفتر خاطرات دختری 40 ساله دنبال میکنید
برچسب: به انگلیسی,سندی,دختر دایی,گمشده,گمشده سندی,طعمه دریا شده,جون,دوست دارم,گمشده دانلود, نویسنده: بازدید: 163 تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 8:37